بهره برداری از منابع آب زیرزمینی در طول سالهای اخیر توسط چاه های پمپاژ برقی و دیزلی موجب خشکیدن متناوب قناتها، گردیده به طوری که حجم این ذخائر (آبهای زیرزمینی) را هر ساله کمتر و کمتر کرده است. که اکنون در بسیاری از دشتها، بیلان آب های زیرزمینی منفی شده و به عبارت دیگر میزان تخلیه از این منابع بیش از میزان تغذیه به آنهاست. به تعادل رساندن بیلان آب زیرزمینی نیز در مفهوم خاص خود شامل تمامی فعالیتهایی است که سبب جلوگیری از کاهش حجم آبخوان و پایین رفتن سطح ایستایی میباشد. به عبارت دیگر حتی کاهش نرخ منفی بیلان هم خود می تواند گامی در جهت به تعادل رساندن محسوب شود، لیکن نهایت کار، همان به تعادل رساندن بیلان یا به عبارتی برابری میزان تغذیه (ورودی) و تخلیه (خروجی) و یا صفر کردن تغییرات حجم آب زیرزمینی است. بنابرین برای نیل به تعادل رساندن بیلان آب زیرزمینی یک آبخوان، یا باید ورودیها را افزایش داد یا خروجیها را کم کرد. افزایش میزان ورودی با فعالیتهایی نظیر تغذیه مصنوعی،آبخیزداری، انتقال آب از حوضه های دیگر و افزایش نفوذپذیری آبخوان صورت می پذیرد و کاهش خروجی از آبخوان با مواردی نظیر کاهش برداشتهای بیش از حد مجاز تعیین میشود.
راهکارهایی نظیر افزایش راندمان آبیاری، کشت گیاهان کم آبخواه و افزایش راندمان با تغییر سیستم آبیاری سنتی به تحت فشاری، میتواند نهایتاً سبب کاهش خروج آب زیرزمینی ازآبخوان به عنوان اصلیترین فعالیت در جهت کاهش و یا به تعادل رساندن بیلان منفی آبخوان گردد.
در طی سالیان گذشته پروژهای تعادل بخشی متعددی توسط این مهندسین مشاور به ویژه در استان یزد مطالعه شده است که از این جمله میتوان به مطالعات تعادل بخشی آبخوان چاهک با مساحت ۵۹۰ کیلومتر مربع وآبخوان هرات به وسعت ۵۰۳ کیلومتر مربع و نیز مطالعات نیمه تفصیلی منابع آبزیرمینی حوضه های کویر ابرکوه و کفه طاقستان اشاره نمود.